آثار سوء طلاق بر فرد و جامعه
اکثر تحقیقات که در سال¬های اخیر صورت گرفته نشان می¬دهد که در خانواده¬هایی که یکی از والدین در آن حضور ندارد، رشد عاطفی و اجتماعی و حتی عقلی کودکان آسیب دیده است. کودکان خانواده گسسته احساس اضطراب و ناایمنی، بی¬اعتمادی و همچنین بدبینی و سوء¬ظن و احساس محرومیت دایم از پدر و مادر دارند. البته خانواده گسسته به خودی¬خود اثر مخرب ندارد، بلکه کیفیت این جدایی مهم است، مثلاً اگر طلاق در سال¬های اول زندگی صورت گیرد تأثیرات سوء آن بیشتر از مرگ یکی از والدین خواهد بود.
مهمترین اثری که طلاق بر فرد مطلقه دارد احساس جدا شدن، تنهایی و منزوی شدن فرد است که این اتفاق احتمال سوء تعبیر و حتی امکان خودکشی را افزایش می¬دهد. در اینجاست که فرد از زندگی لذت نمی¬برد، احساس پوچی می¬کند و با خود می¬گوید برای چه زنده¬ام و یا زنده باشم. با این عامل بدبینی فرد نسبت به جنس مخالف و تعمیم آن نسبت به سایر افراد جامعه شکل می-گیرد. یک عامل که باعث تشدید این حس می ¬شود، حس ترحم افراد جامعه نسبت به این افراد است و یا برچسبی است که بر آنها زده می¬شود. در نتیجه فرد احساس کمبود بیشتری کرده و تنهایی او تشدید می¬شود. از طرفی دلسوزی بیش از حد اطرافیان و جامعه نیز باعث مشکلات روحی در افراد مطلقه و احساس بی¬اعتمادی در آنها می¬گردد.