اختلال نافرمانی مقابله¬ای منعکس کننده الگوی مکرر و مداوم خلق خشمگین/تحریک پذیر، رفتار جرو بحث/نافرمانی، یا کینه¬جویی است. افراد مبتلا به اختلال لجبازی و نافرمانی، ویژگی¬های رفتاری این اختلال را بدون مشکلات خلق منفی نشان می¬دهند. Dsm-5))
سن شروع
آغاز اختلال نافرمانی مقابله¬ای در اوایل کودکی است و از رفتار بهنجار کودک پیش دبستانی قابل تشخیص است، اما این مساله مهم است که در چه نقطه¬ای و در کجا باید بین اختلال نافرمانی مقابله¬ای و خلق¬و¬خوی طبیعی و بهنجار کودکی تمایز قایل شد. ممکن است خلق¬وخوی کودکی پیش¬بینی برای رشد اختلال نافرمانی مقابله¬ای باشد. تقریباً نیمی از کودکان مبتلا به adhd عمدتاً پسرها در سن 7 سالگی یا بعد از آن مشکل دیگری به نام اختلال نافرمانی– لجبازی (odd) دارند.
شیوع
شیوع اختلال لجبازی و نافرمانی بین 1 تا 11 درصد است¬، به طوری که میانگین برآورد شیوع در حدود 3/3 درصد است¬. شواهد نشان می¬دهد که اگر چه شیوع اختلال نافرمانی مقابله¬ای در دوران قبل از نوجوانی در پسران بیشتر از دختران است، اما در طول دوران نوجوانی شیوع آن در پسران و دختران با هم برابر است. Dsm-5))
از طرف دیگر اگر چه دختران و پسران جوان سطوح برابر رفتارهای برون¬سازی و پرخاشگری کلامی را نشان می¬دهند. پسران بیشتر رفتارهای زدوخورد کردن و خرابکاری کردن را نشان می¬دهند. با این حال تفاوت¬های جنسیتی مشاهده شده در رفتار گسیخته کودک ممکن است با طبیعت رفتارهایی که برای ارزیابی اختلالات استفاده شده است و همچنین با پیشداوری مشاهده کننده و انتظاراتی که از هر دو جنس دارد و این که بیشتر به رفتارهای واضح تر کودک نسبت به رفتارهای با وضوح کمتر توجه می¬شود، در آمیخته شده باشد.
سبب شناسی
عوامل زیستی و عصبی:
تعدادی از مطالعات ژنتیکی نشان داده¬اند که عوامل ژنتیکی و محیطی در ایجاد اختلال سلوک یا رفتار ضد¬اجتماعی، دارای نسبت برابر هستند. مطالعاتی که بر روی دوقلوها صورت گرفته نشان داده است که ویژگی¬های اولیه جامعه¬ستیزی به طور اساسی ژنتیکی هستند. الگوهای نوروبیولوژیکی که مربوط به رشد ویژگی¬های جامعه¬ستیزی هستند بیشترین تاکید را بر بدکارکردی در نواحی پارالیمبیک مغز دارند که این قسمت از مغز در شرطی¬سازی آزارنده¬، یادگیری اجتنابی، پردازش منفی محرک جاذب و پردازش معنایی کلمات نقش دارد.
عوامل خانوادگی:
در کودکان و نوجوانان، اختلال لجبازی و نافرمانی در خانواده¬هایی شایع¬تر است که در آنها مراقبت از کودک با جانشینی مراقبت¬کنندگان مختلف مختل شده یا در خانواده¬هایی که روش¬های فرزند-پروری خشن، بی¬ثبات، یا مسامحه¬کار در آنها رایج هستند. Dsm-5))
اعمال منفی والدین مانند نظارت ضعیف، انضباط ناپایدار و تنبیه بدنی با افزایش ویژگی¬های عاطفی و میان¬فردی جامعه¬ستیزی در کودکان در سرتاسر زندگی آنها ارتباط دارد و همین طور ارتباط ضعیف بین کودکان و والدین آنها در اوایل نوجوانی با ویژگی¬های جامعه¬ستیزی در طول یک دوره پیگیری چهارساله ارتباط داشته است. همچنین شواهد، که حاکی از وجود محیط مشترک میان این کودکان است¬، شاید به آشفتگی¬های خانوادگی و ضعف والدین در تربیت فرزندان مربوط باشد.