هرچه در تاریخ به عقب برگردیم، هرگز به زماني نخواهیم رسید که بشر به شکل انفرادي زیسته باشــد. انسان موجودی اجتماعی است و یکی از مهمترین نیازهای این موجود اجتماعی، برقراری ارتباط با همنوعانش است. بدون شــک «زبان» مهمترین ابزار این ارتباط است. گرچه با ابزارهای دیگری مانند علایم، اشارات و تصاویر نیز می¬توان ارتباط برقرار نمود، اما انتقال مفاهیم پیچیدهی ذهنی به ساده¬ترین و کاملترین شکل ممکن، فقط از راه زبان نوشتاری و گفتاری ممکن است.
انسان در دوره کودکی در کار زبان آموزی، با تکالیف سنگینی روبروست. او باید بر همه جنبه¬های زبان تسلط یابد. او نه تنها باید اصوات گفتاری را فراگیرد، بلکه باید یاد بگیرد چگونه منظور و فکر خود را با آنها بیان کند. شگفت آنکه بخش عمده¬ای از این یادگیری در تمامی فرهنگ¬ها و تقریباً در همه کودکان ظرف چهار تا پنج سال نخست، حاصل می¬شود. کودکی که تا چند ماهگی جز گریه کردن، ابزاری برای بیان نیازها و احساساتش نداشت، حالا به یک ابزار قوی مجهز شده است. والدینی که در ارتباط با کودک دچار مشکل بوده¬اند، حالا باری از روی دوش¬شان برداشته شده است. دستورها، راهنمایی¬ها و گفته¬هایشان را به کودک می¬گویند و حرف¬ها، احساسات و نیازهای کودک را می¬شنوند. اما اگر این توانایی کلامی و زبانی به شکل ناقص و ضعیف در کودک رشد یابد، کودک در بیان خواسته¬ها، ارتباطات اجتماعی و نیازهایش با مشکل روبرو می¬شود.
وقتی در یک جمع، خوب صحبت می¬کنید، مورد توجه اطرافیان قــرار می¬گیرید و همین توجه و تحسین¬ها موجب افزایش عزت¬نفس شما می¬شود. کودکی که نمی¬تواند در کلاس درس به خوبی پاسخ دهد، کودکی که نمی¬تواند به خوبی در جمعی شــعر و داستان بخواند، جوانی که نمی¬تواند بیان و گفتار خوبی در هنگام صحبت با دیگران داشــته باشــد، چون خودش را در این عرصه ناتوان می¬بیند منزوی می¬شود، کارهایی را انتخاب می¬کند که نیاز به ارتباط کلامی کمتری داشته باشد و ناخواسته خودش را محدود و محصور می¬کند. توانایی برقراری ارتباط کلامی و زبانی مهارتی است که باید از کودکی پرورش یابد. هوش کلامی ـ زبانی یک توانایی فطری در انسان¬هاست که باید با تمرین¬های مناسب و ساده در کودکان پرورش یابد.