انسان بر پهنه زمین، خود بخشی از طبیعت و عضوی از اعضای روییده بر پیکره خاک است. تا آنجا که در تجزیه جسمانی و مادی، تمامی عناصر موجود در کالبد آدمی، همه و همه همان عناصر موجود در طبیعت شناخته شده است. با نگاهی به خلقت انسان و زندگی او درمی¬یابیم آدمی ناگزیراست با طبیعت ارتباط داشته باشد و زندگی طبیعی و هستی او آنچنان با طبیعت عجین شده که بدون آن، امکان خلقت و ادامه حیات برایش میسر نیست. وابستگی انسان به این جهان مادی یک واقعیت غیرقابل انکار است و بدیهی است که او هیچ نقشی در اصل این وابستگی ندارد و ساختمان وجودی و ادامه حیات و رشد اوست که چنین اقتضایی دارد.
انسان از آغاز خلقت با طبیعت در تماس بوده است؛ گاه از آن ترسیده، گاه از آن فرار کرده، گاه برآن غلبه کرده و گاه با آن دست دوستی داده است. رابطه انسان با محیط زیست مدام مورد کنجکاوی دانشمندان علوم مختلف بوده و تجربه ثابت کرده که تأثیرات محیط¬زیست بر حالات روحی ـ روانی و وضعیت جسمانی انسان انکارناپذیر بوده است؛ به عنوان مثال میانگین قد مردانی که در جنگل استوایی زئیر زندگی می¬کنند 126 تا 159 سانتیمتر اســت. در صورتی که میانگین قد مردانی که در منطقه نوئر در سودان زندگی می¬کنند 167 تا 205 سانتیمتر است. دانشمندان زیست¬شناس با مطالعه این دو گروه و تفاوت¬های میان آنها دریافتند که یک عامل بسیار قوی در کنار وراثت وجود دارد و آن چیزی نیست جز تأثیر محیط زندگی و طبیعت بر انسان.
طبیعت همان¬قدر که بر جسم انسان تأثیر دارد، بر روح، فکر و هوش او نیز تأثیر دارد. با مطالعه تاریخ بشریت در می¬یابیم که انسان نخستین، رفته رفته بیشتر از پیشینیان خود با تغییر آب و هوا سازش پیدا کرد، زندگي داشت و صاحب فرزندان بیشتري شد. چرا که انسان¬های نخستین تا اندازهاي باهوش بوده¬اند. انسان نخستین به مدد همین هوش خود، از آتش نیز استفاده کرده است و با روش آزمون و خطا یاد گرفته که چگونه اسباب و ابزارهایي مانند تبرهاي سنگي و تیغ¬های چوبی بسازد. اما امروز انسان¬های عصر جدید نه فقط چهره زمین را به شدت دگرگون کرده¬اند، بلکه در حال دگرگوني چهره کرات دیگر منظومه خورشیدي نیز هستند. از جمعیتي شاید حدود 100 هزار نفر مجهز به تبر ســنگي در 50 هزار سال پیش، امروز انسان¬ها با جمعیتي بیش از 8 میلیارد، مجهز به بمب¬هاي هسته¬اي، رادیو، تلویزیون، کامپیوتر و شهرهاي غول¬پیکر شده¬اند. هماهنگي با نظام هستي
چیزي است که ما، در دنیاي جدید خود، آن را از دست داده¬ایم و باید براي آن تدبیری بیندیشیم و شاید بهترین راه برای آشتی با طبیعت تربیت نسل جدید باشد.
امروز کودکان ما در یک فضای استریلیزه، محدود و خفقان¬آور، از طبیعت جدا شده¬اند، از خاک، ســبزه، درخت، سنگ، کوه، ساحل، رودخانه و دریا دور مانده¬اند. با سیمان، بتون، تلویزیون، کامپیوتر، موبایل، آسفالت، گچ، سیم و امواج الکترومغناطیسی اُنس گرفته¬اند. پس راه بازگرداندن آنها به طبیعت راهی بس دشوار است.